معارف اسلامی  >> معاد  >> دلائل معاد  >> ضرورت معاد  >>
  ا    ب   پ   ت   ث    ج     چ     ح     خ     د     ذ     ر     ز     ژ    س   ش   ص   ض    ط     ظ     ع     غ    ف   ق   ک   گ    ل     م     ن     و     ه    ي 

سؤال: آيا زندگى چند روزه دنيا ميتواند هدف آفرينش ما باشد؟

جواب:
حقيقت اين است كه در دل اين عالم پهناور گوئى تابلوى بزرگى براى نشان دادن هدف نهايى نصب شده كه گاه بر اثر عظمتش نمى توانيم آن را در لحظات نخستين ببينيم، و روى آن نوشته شده است «تربيت و تكامل».
فرض كنيد من شصت سال در اين دنيا زندگى كنم، همه روز از صبح تا شام براى به دست آوردن روزى تلاش نمايم، و شب خسته و وامانده به منزل باز گردم، و نتيجه اش اين باشد كه در طول عمرم چندين تُن غذا و آب مصرف كنم، و با زحمت و دردسر، خانه اى فراهم سازم، و بعد بگذارم و از اين جهان بروم آيا اين هدف ارزش آن را دارد كه مرا به اين زندگى پر درد و رنج بخواند؟
راستى اگر مهندسى، ساختمان عظيمى را در وسط بيابانى بر پا كند و ساليان دراز در تكميل و تنظيم آن بكوشد و تمام وسائل را در آن فراهم سازد و هنگامى كه از او سؤال كنند منظورت چيست؟ بگويد: هدفم اين است كه در تمام عمر اين ساختمان، رهگذرى از اين راه بگذرد و يك ساعت در آن بياسايد! آيا همه تعجّب نخواهيم كرد و نخواهيم گفت: يك ساعت آسودن يك راهگذر، اين همه تشكيلات و مقدّمات و ذى المقدّمات نمى خواهد.
به همين دليل آنها كه عقيده به رستاخيز و زندگى پس از مرگ ندارند زندگى اين جهان را پوچ مى دانند، و اين سخن در كلمات مادّى ها زياد به چشم مى خورد كه زندگى اين جهان بى هدف است، حتّى گاه افرادى از آنها دست به انتحار مى زنند چرا كه از اين زندگى مادى تكرارى و بى هدف خسته شده اند.
چيزى كه به زندگى هدف مى دهد و آن را معقول و حكيمانه مى كند اين است كه مقدّمه جهان ديگرى باشد، و تحمّل مشكلات اين زندگى و چيدن اين همه مقدّمات براى آن، به خاطر استفاده در مسير يك زندگى جاودان باشد.
در اين جا مثال جالبى ميزنيم و آن اين كه اگر جنينى كه در شكم مادر است عقل و هوش كافى مى داشت و به او مى گفتند: بعد از اين زندگى كه تو در اين جا دارى خبرى نيست، حتماً او به زندگيش اعتراض مى كرد، و مى گفت: «اين چه معنى دارد من در اين محيط زندانى باشم؟ خون بخورم و دست و پا بسته در گوشه اى بيفتم و بعد هيچ؟ آفريدگار چه هدفى از اين آفرينش داشت؟!» امّا اگر به او اطمينان دهند كه اين چند ماه يك مرحله زودگذر و دوران آمادگى براى يك زندگى نسبتاً طولانى در دنياست، جهانى كه نسبت به محيط جنين وسيع و پرنور و پرشكوه است، و نسبت به آن مواهب گوناگون دارد، در اين موقع او قانع مى شد كه دوران جنينى مفهوم و هدف قابل ملاحظه اى دارد و به همين دليل قابل تحمّل است.
قرآن مجيد مى گويد: (
ولقد علمتم النشأة الاولى فلولا تذكرون);(1) «شما زندگى اين جهان را دانستيد، چگونه متذكّر نمى شويد (كه بعد از آن جهان ديگرى وجود دارد).
خلاصه اين كه: اين جهان با تمام وجودش فرياد مى زند كه بعد از آن جهان ديگرى است وگرنه لغو و بيهوده و بى معنى بود.
اين سخن را از زبان قرآن مجيد بشنويد مى فرمايد: (افحسبتم انما خلقناكم عبثا و انكم الينا لا ترجعون);(2) «آيا شما گمان كرديد كه شما را بيهوده آفريديم و شما به سوى ما باز نمى گرديد؟»
اشاره به اين كه اگر «معاد» كه در قرآن از آن تعبير به بازگشت به سوى خدا شده در كار نبود آفرينش انسان با بيهودگى مساوى بود.
نتيجه اين كه فلسفه آفرينش مى گويد: بعد از اين جهان بايد جهان ديگرى وجود داشته باشد.(3)
 

1. سوره واقعه، آيه 62.
2. سوره مؤمنون، آيه 195.
3-پنجاه درس اصول عقائد براى جوانان، ص 371.

 

[دفعات نمایش: 390] [نظرات کاربران: 0]
[نسخه چاپی] [این صفحه را برای دوست خود بفرستید]

صفحه اول | موسسات وابسته | فروشگاه الکترونیکی | آدرس دفاتر معظم له| نقشه پایگاه | تماس با ما

قم - خیابان شهدا (صفائیه) - کوچه آمار - مدرسه امام حسین علیه السلام | MAKAREM [AT] MAKAREM [DOT] IR