141 ادامه مسأله 7 18/03/89
بحث در مسأله هفتم از مسائل مواقيت در سه ميقات ديگر غير از مواقيت پنج گانه بود كه دو ميقات بيان شد و در امور باقيمانده در ذيل بحث از ميقات دوّم به امر دوّم رسيد. امر اوّل در اين بود كه آيا مراد از بعد از ميقات بعد از جميع مواقيت است كه دايره اى به شعاع 94 كيلومتر است يا بعد از ميقات مسير شخص است كه دو قول بود.
الأمر الثانى: آيا مدار در اقربيّت (اين كه منزلش اقرب باشد) نسبت به مكّه است يا نسبت به عرفات؟ مشهور و معروف اين است كه نسبت به مكّه اقرب باشد ولى مرحوم محقّق در معتبر فرموده است كه به عرفات اقرب باشد چون اين گونه افراد حج افراد و قران بجا مى آورند يعنى بعد از احرام به عرفات مى روند پس اقربيت به عرفات بايد حساب شود. عرفات در جنوب شرقى مكّه واقع است و اگر معيار عرفات باشد حدود بيست كيلومتر كمتر يا بيشتر خواهد بود.
مرحوم شهيد ثانى در مسالك قول سوّمى دارد و مى فرمايد بايد تفصيل دهيم به اين بيان كه اگر كسى از منزلش احرام مى بندد و حج قران و افراد به عهده دارد بايد به عرفات برود ولى اگر براى عمره تمتّع محرم مى شود اقربيت به مكه ملاك است چون بايد به مكّه بيايد; پس در مسأله سه قول است.
ادلّه:
اكثر روايات تعبير «الى مكّة» دارد كه شش روايت از نه روايت باب 17 اين تعبير را دارد حال با اين وجود چگونه مرحوم محقّق چنين قائل شده اند. (ح 1 و 2 و 3 و 4 و 5 و 8)
*... من كان منزله دون الوقت إلى مكّة... .(1)
*... إذا كان منزله دون الميقات إلى مكّة... .(2)
*... دون ذات عرق إلى مكّة... .(3)
*... دون الجحفة إلى مكّة... .(4)
بله يكى دو روايت مطلق است:
* قال سئل الصادق(عليه السلام) عن رجل منزله خلف الجحفة.(5)
* قد قال ذلك على(عليه السلام) لمن كان منزله خلف هذه المواقيت.(6)
آيا مى توان بخاطر يكى دو روايت كه سندش مشكل دار است از رواياتى كه معيار را مكّه قرار مى دهد دست برداشت؟ درست است كه بايد به عرفات برود ولى نمى توان از اين روايات دست برداشت.
حال اين نزاع طبق قول دوّم در امر اوّل معنا ندارد، چون اگر هر كس معيارش ميقات مسيرش باشد ديگر فاصله سنجيدن و إلى مكّه و إلى عرفات معنا ندارد، چون معيار اين طرف و آن طرف ميقات است; بله بر اساس قول اوّل كه معيار را دايره اى به شعاع 94 كيلومتر مى داند اين بحث جا دارد كه ببينيم مركز دايره مكّه است يا عرفات چون اگر مركز دايره عرفات باشد بيست كيلومتر جابجا مى شود.
مرحوم كاشف اللثام مسأله را مفصّل مطرح كرده و مى فرمايد عدّه زيادى «إلى مكّه» را معيار مى دانند كه نشان مى دهد اينها قائل به قول اوّل هستند و مى گويند دائره اى به شعاع اقرب المواقيت تا مكّه ترسيم شود و هر كسى داخل دايره بود از منزلش محرم شود.
ايشان مى فرمايند:
وميقات من منزله أقرب إلى مكّة كما في النهاية والمبسوط والمهذب والجمل والعقود والسرائر وشرح القاضي لجمل العلم والعمل من الميقات منزله للأخبار... والإجماع كما في التذكرة والتحرير والمنتهى وفي موضع من المعتبر اعتبر القرب إلى العرفات.(7)
معلوم مى شود كه گروه كثيرى معيار را مكّه مى دانند و در ادامه كلام شهيد ثانى در مسالك را نقل مى كند.
الأمر الثالث: آيا اين حكم شامل اهل مكّه هم مى شود؟ آيا آنها هم مى توانند از منزلشان در داخل مكّه محرم شوند، يا بايد به جعرانه بروند كه يكى از حدود حرم است؟
مرحوم امام مى فرمايد:
بل لأهل مكّة (اهل مكّه هم از منزلشان محرم مى شوند و به عرفات مى روند).
مرحوم كاشف اللثام مى فرمايد:
ومن كان منزله مكّة فمن أين يحرم؟ صريح ابني حمزة وسعيد وظاهر الأكثر الإحرام منها (مكّه) بالحج ولكن اخبارنا لا تدلّ عليه.(8)
مرحوم صاحب حدائق مى فرمايد:
واعلم أنّ المشهور بين الأصحاب شمول الحكم المذكور لأهل مكّة فيكون احرامهم بالحج من منازلهم والأخبار المذكورة غير شاملة لهم وفي حديثين صحيحين ما يخالف ذلك.(9)
مرحوم صاحب جواهر(10) مى فرمايد از بعض اصحاب استفاده مى شود كه مسأله اجماعى است يعنى اهل مكّه مشمول همين حكم هستند.
روايات تعبير «من كان منزله دون الميقات إلى مكّه» داشت كه اهل مكّه را شامل نيست; بله بعضى تعابير در روايات هست كه از آنها توهّم شمول براى اهل مكّه مى شود.
*... عن رجل منزله خلف الجحفة (كه اهل مكّه هم خلف الجحفه است).(11)
*... منزله خلف هذه المواقيت (كه اهل مكّه را هم شامل است).(12)
بعضى تصور كرده اند كه اين روايات اهل مكّه را هم شامل است و ظاهراً صاحب جواهر هم به آن تمايل دارد بنابراين وجه فتواى اصحاب روشن نيست. علاوه بر اين دو حديث هم داريم كه مى فرمايد اهل مكّه به جعرانه بروند.(13)
در روايت اوّل يكى از فقهاى عامّه به امام صادق(عليه السلام) ايراد مى كند كه چرا به اصحابت كه مجاور مكّه هستند گفتى به جعرانه بروند امام فرمود: اين يكى از مواقيت پيامبر(صلى الله عليه وآله) است بنابراين مجاورين به جعرانه بروند.
حال وقتى مجاور كه فرع اهل مكّه است اين حكم را داشته باشد اصل كه اهل مكّه اند به طريق اولى بايد به جعرانه بروند.
*... فإن هو احبّ أن يفرد الحج فليخرج إلى الجعرانه فيلبّى منها.(14)
احاديثى كه ما درباره احرام از منزل داريم در مورد افراد بيرون مكّه است دو حديث داريم كه مى گويد مجاورين مكّه به جعرانه بروند كه در اين صورت به طريق اولى اهل مكّه هم بايد به جعرانه بروند. حال با اين وجود چرا كسى فتوا نداده و مشهور است و ادّعاى اجماع شده كه اهل مكّه از منزل محرم شوند؟ بعضى مى گويند شايد از باب اولويت باشد چون وقتى كسى كه از دورتر مى آيد از منزلش محرم مى شود آن كه در خود مكّه است هم بايد از منزلش محرم شود ولكن همان گونه كه مرحوم امام اشاره فرمودند اگر كسى احتياط كند بجاست به اين بيان كه از جعرانه محرم شود؟ بعد از منزلش تجديد كند.
1. ح 1، باب 17 از ابواب مواقيت.
2. ح 2، باب 17 از ابواب مواقيت.
3. ح 3، باب 17 از ابواب مواقيت.
4. ح 4، باب 17 از ابواب مواقيت.
5. ح 6، باب 17 از ابواب مواقيت.
6. ح 9، باب 17 از ابواب مواقيت.
7. ج 5، ص 216.
8. ج 5، ص 217.
9. ج 14، ص 449.
10. ج 18، ص 115.
11.ح 6، باب 17 از ابواب مواقيت.
12.ح 8، باب 17 از ابواب مواقيت.
13. ح 5، باب 9 از ابواب اقسام الحج و ح 2، باب 10 از ابواب اقسام الحج.
14. ح 2، باب 10 از ابواب