134    ادامه مسأله 6    08/03/89
 
بحث در مسأله ششم از مسائل مواقيت در طرق اثبات محاذات بود. مرحوم امام علاوه بر چهار طريقى كه در تشخيص ميقات بيان كرده بودند راه پنجمى (رجوع به خبره) مطرح فرمودند، كه از روى محاسبات ميقات يا محاذات آن را تعيين مى كنند.
قاعده مهمّ در اينجا تشخيص طول و عرض جغرافيايى است. كره زمين مانند هندوانه اى است كه دو گونه خطوط مى توان روى آن ترسيم كرد، خطوطى از بالا به پايين و بين دو قطب كه به آن «نصف النهار» مى گويند چون خورشيد وقتى محاذى آن شد ظهر است و قبل از آن پيش از ظهر و بعد از آن بعد از ظهر است و 360 درچه براى آن ذكر كرده اند يعنى با اين خطوط زمين به 360 قسمت تقسيم شده است و مبدأ و نقطه صفر آن سابقاً جزائرى در نقطه انتهايى غرب آفريقا بود كه دورترين نقطه آباد زمين در سمت غرب در آن زمان بود و از آنجا به سوى شرق (شمال آفريقا) شماره مى خورد. فاصله از نصف النهار مبدأ را طول جغرافيايى مى گويند; بعداً انگليس ها از موقعيت استفاده كرده و مبدأ را به نقطه اى نزديك لندن به نام گرينويچ منتقل كردند.
خطوط ديگرى كه بر روى كره زمين قابل ترسيم است دوايرى به موازات خط استوا به سمت قطب جنوب و قطب شمال است به نام مدار كه خط استوا مبدأ مدارات است و به فاصله هر نقطه تا خط استوا عرض جغرافيايى مى گويند مثلاً مكّه روى مدار 21 درجه و تهران روى مدار 35 درجه است و از حدود مدار 65 درجه قطب شروع مى شود كه شب و روزهاى طولانى دارد.
حال با پيدا كردن طول و عرض جغرافيايى جاى هر نقطه روى نقشه مشخص مى شود. همچنين جاى هر ميقات را مى توان با استفاده از طول و عرض جغرافيايى مشخص نمود و از اين طريق مى توان مناطق محاذى را با محاسبه پيدا كرد حال اگر اهل خبره با اين محاسبات ميقات و محاذات آن را براى ما تعيين كنند مى توان به قول اهل خبره اعتماد كرد؟ بيان شد حجّيت قول اهل خبره منحصر به جايى كه عن حس است نمى باشد بلكه جايى كه عن حدس هم چيزى بگويند حجّت است.
در عصر ما راه عجيب ترى براى تشخيص محاذات و موازات پيدا شده است و آن اين كه نقشه عظيمى از كره زمين برداشته اند به نام نقشه گوگل و از طريق اينترنت دقيقاً جاى هر مكان را نشان مى دهد و بسيار دقيق است و به وسيله آن مى توان به سادگى محاذات ها را پيدا كرد و يا قبله را به دقّت مشخص نمود.
پس پيدا كردن محاذات با مراجعه به اهل خبره كار مشكلى نيست، بخصوص در عصر و زمان ما.
بقى هنا امران:
در ذيل مسأله دو نكته باقى مانده است.
الأمر الأوّل: آيا محاذات دريا با خشكى يكسان است يا نه محاذات فقط مخصوص خشكى است و دريا را شامل نمى شود؟ مرحوم صاحب عروه مى فرمايد:
ولا فرق في جواز الإحرام في المحاذاة بين البرّ والبحر.
مرحوم محقّق در شرايع و صاحب جواهر در شرح آن به اين مسأله اشاره دارند و معتقدند فرقى نمى كند. به اين بيان كه جمعى كه از جنوب بحر احمر (مثلاً يمن) و يا از شمال بحر احمر به سوى مكّه مى آيند در كجا محرم شوند؟
بعضى گفته اند ميقاتشان جدّه است مرحوم آقاى حكيم در مستمسك ايراد مى كند كه جدّه ميقات نيست. و يا وقتى از شمال مى آيند به بندرى به نام رابُغ مى رسند كه جادّه قديم از كنار آن مى گذرد كه تقريباً محاذى جحفه است بنابراين قبل از رسيدن به جدّه كسانى كه از شمال مى آيند به رابغ مى رسند كه فاصله چندانى با جحفه ندارد و تقريباً محاذى جحفه است و اگر از جنوب (يمن) بيايند به محاذات يلملم مى رسند كه آقاى حكيم نام آن مكان را كه محاذى يلملم است «قمران» مى داند.
محاذات جحفه و يا محاذات يلملم را در دريا داريم حال بحث در اين است آيا مى توان در كشتى روى دريا و در محاذات محرم شد؟ البتّه در مورد محاذات عام و مطلقى نداشتيم و الغاى خصوصيت از روايت صحيحه ابن سنان مى كرديم و اين الغاى خصوصيّت دريا و خشكى را شامل است.
الأمر الثانى: آيا نقطه اى وجود دارد كه محاذى هيچ يك از مواقيت نباشد؟
اگر وجود ندارد و تمام جادّه ها به ميقات و يا محاذى ميقات ختم مى شود كه بحثى نيست ولى اگر مكان هايى وجود دارد كه نه ميقات است و نه محاذى با ميقات در اينجا تكليف چيست؟
سه احتمال است:
1. به ادنى الحل برود و از آنجا محرم شود يعنى پيش از ورود به حرم از آنجا محرم شود.
2. به فاصله نزديك ترين ميقات كه رسيد محرم شود نزديك ترين ميقات تا مكّه 94 كيلومتر فاصله دارد (يلملم و قرن المنازل) حال وقتى شخصى از جادّه اى مى آيد كه نه ميقات دارد و نه محاذات، در اين صورت در 94 كيلومترى مكّه محرم مى شود كه كوتاهترين فاصله ميقات تا مكّه است.
3. بايد به ميقات و يا محاذات برود.
 



 

[دفعات نمایش: 378] [نظرات کاربران: 0]
[نسخه چاپی] [این صفحه را برای دوست خود بفرستید]

صفحه اول | موسسات وابسته | فروشگاه الکترونیکی | آدرس دفاتر معظم له| نقشه پایگاه | تماس با ما

قم - خیابان شهدا (صفائیه) - کوچه آمار - مدرسه امام حسین علیه السلام | MAKAREM [AT] MAKAREM [DOT] IR